علامه طباطبایی به عنوان یک فیلسوف اسلامی در مباحث سیاسی نظرورزی کرده است. مانند هر اندیشمند دیگری وی نیز اندیشه سیاسی خود را مبتنی بر انسان شناسی طرح می کند. علامه با مبنا قرار دادن «نظریه فطرت» به عنوان مبنای انسان شناسی خود، قدم در راه اندیشه ورزی سیاسی نهاده است. بر این اساس علامه طباطبایی به استنتاج قواعدی از طبیعت بشر دست زده که در حقیقت تابعی از ویژگی های فطری بشری است که در آفرینش خود مفطور به فطرت الهی است. علامه طباطبایی سپس از رهگذر آثار مترتب بر فطرت آدمی به استنتاج استلزامات سیاسی آن دست می زند و به تمهید اندیشه سیاسی خود بر اساس ویژگی های فطرت آدمی می پردازد. سوالاتی که این تحقیق در پی پاسخ به آن است عبارت است از اینکه علامه طباطبایی چه اعتقادی درباره سرشت انسان دارد و این اعتقاد چه تاثیری در اندیشه سیاسی ایشان گذاشته است؟ اعتقاد علامه طباطبایی به فطرت مند بودن انسان چه پیامدها و نتایجی در اندیشه سیاسی ایشان داشته است؟ به طور مشخص ویژگی هایی که علامه طباطبایی برای فطرت برمی شمارد کدام بایدها و نبایدها را، در مورد نظام سیاسی، محتوا و اشکال حکومت نتیجه می دهد؟ سیر انتقال علامه طباطبایی از نظریه انسان فطری به اندیشه سیاسی خاص ایشان چگونه است و این سیر چه مختصاتی دارد؟ این تحقیق با بررسی گزاره های اسنادی و با روش توصیفی تحلیلی و خوانش متن در پی پاسخ به این سوالات برآمده و تلاش کرده است تا از رهگذر انسان شناسی خاص علامه طباطبایی و به تبیین اندیشه سیاسی ایشان بپردازد. علامه اصل استخدام را باعث شکل گیری جوامع انسانی، قوانین و حکومت ها می داند و استدلال برای فطری بودن نیاز به حکومت و نیز بایسته های دینی بودن حکومت را نیز از این مبحث استخراج می کند
نوشته
حکمت محض و اجتماعی علامه طباطبائی شامل نظریه و نظام فلسفی سیاسی متعالی است که با استنباط یا امتداد دیدگاه ایشان از آثار و آراء وی قابل استخراج است. علامه طباطبائی بسان بسیاری از حکمای اسلامی، به تاسی از رویکرد و آموزه‌های توحیدی قرآنی و روایی مکتب دینی مدنی اسلام، انسان را مستخدم بالطبع می‌دانند. وی بر جامعه‌گرایی انسان تاکید دارد و طبع اجتماعی انسان را سیاست‌نگر و سیاست‌گرا می‌داند. ایشان از این ویژگی، ریاست و مرئوسیت با تعبیر به اعتباریات بعد از اجتماع یاد می‌کند. می‌توان علامه طباطبائی را در قیاس با حکمای مدنی و سیاسی برجسته همانند فارابی، خواجه نصیر، صدرالمتالهین یا علامه جعفری، حکیم اجتماعی تلقی نمود. حکمت اجتماعی علامه، ظرفیت بسیاری برای تداوم، تکمیل و تولید یا بازتولید حکمت اجتماعی سیاسی دارد. این مقاله صرفا بر حکیم اجتماعی بودن علامه طباطبائی تاکید می‌کند.
نوشته
«فلسفة سیاسی» به معنای بررسی سیاست از چشم‌اندازی فلسفی است. می‌توان «فلسفة سیاسی» را نگاهی فیلسوفانه به سیاست‌ دانست‌ که درصدد مکان‌یابی سیاست در نظام وجودی خلقت است. اساسا پرسش‌ها در علم سیاست بر دو گونه است: سوالات روزمره و گذرا که با توجه به زمان و مکان و اوضاع و شرایط‌ خاص‌، پاسخی متفاوت می‌یابد؛ و سوالات پایدار که همواره در میان ملل و در ادوار گوناگون تاریخ فکر و اندیشه، مطرح بوده است. فلسفة سیاسی درصدد‌ پاسخ‌ به سوالات همیشگی، بنیادین و پایدار‌ علم‌ سیاست است. این نوشتار با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی در پی بررسی مفهوم «فلسفة سیاسی» و جایگاه آن در قرآن است و سپس گذری به دیدگاه علامه طباطبائی در این خصوص می‌پردازد و در این زمینه در پی پاسخ به این سوال است که علامه چه دیدگاهی در خصوص فلسفة سیاسی دارد؟ فرضیة پژوهش عبارت است از اینکه در میان متفکران مسلمان‌، علامه‌ از نادر کسانی است که در فلسفة سیاسی و نظام اجتماعی اسلام، صاحب دیدگاه مستقلی است‌ که‌ آن را از نصوص آیات و روایات استخراج کرده و سپس با براهین عقلی، مدعای خویش را به اثبات رسانده است‌.
نوشته
این مقاله در چهارچوب مطالعات تحلیل گفتمانی به نقش اندیشه علامه طباطبایی در تکوین دال «جمهوری اسلامی» در معنای مورد نظر گفتمان انقلاب اسلامی 1357 ایران می‌پردازد. پروبلماتیک نوشتار حاضر، بررسی نقش‌ متفکری است که فاقد راهبرد سیاسی در عرصه انقلاب بوده است. ذیل این مسئله، به دو پرسش اصلی پرداخته‌شده است: 1. نقش اندیشه علامه طباطبایی در تکوین دال جمهوری اسلامی در معنای موردنظر گفتمان انقلاب اسلامی چیست؟ 2. سازوکارهای اجتماعی پیوند اندیشة علامه طباطبایی با گفتمان انقلاب اسلامی چیست؟ پژوهش حاضر با استفاده از فن «تحلیل مضمون» به شناسایی کلمات تکراری، مکنون و کلیدی در متون مربوط به اندیشه علامه طباطبایی و گفتمان انقلاب اسلامی مبادرت می‌کند و نشان می‌دهد علامه در چهارچوب نظری اعتباریات، بنیان‌های فلسفی طرح «جمهوری اسلامی» را پی ریخته است. اندیشه علامه طباطبایی از مجرای سازوکارهای اجتماعی همچون «حلقه‌های فکری»، «تعاملات بین نسلی»، «اجتماعات گفتمانی» و «ژانر نوشتاری و گفتاری» با گفتمان انقلاب اسلامی نیز پیوند پیداکرده است.
نوشته
Footer