هدف دراین پژوهش این است که دیدگاههای این دو بزرگوار درباره صفت اراده باری تعالی مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق تحلیلی توصیفی است. اراده ازریشه «رود» به معنای طلب،قصدداشتن،وپسند دیدن است.اراده درمعنای عام وخاص بکارمی رود. مقصودماازاراده دراین بررسی اراده درمعنای خاص است.«تصمیمی که ناشی ازیک ترجیح عقلانی باشد.»علامه محمدحسین طباطبایی ،اراده باری تعالی رادر زمره یکی از صفات فعلی خارج از ذات می داند، که ازمقام فعل انتزاع می شودبین اراده وعمل باری تعالی فاصله نیست.به محض اینکه باری تعالی درخلقت موجودات «کن »بگوید«فیکون »می شود.مطابق نظر علامه خداوندازازل مریدنبوده وازهرتغییرمنزه است. ازنظرعلامه اراده انسان درطول اراده خداست.ایشان همچنین قائل به نظام اسباب ومسببات وقاعده علیت است.علامه علاوه براعتقادراسخ به مطلق بودن اراده الهی به ملزومات آن«اراده واختیار انسان»نیزمعتقد است.علامه همچنین قائل به حسن وقبح عقلی می باشد.فلسفه شرور از نظر علامه به دلیل خیرات کثیرآنهاست ،وشرور از دیگاه ایشان بالعرض مقدورخدا می باشد.از نظر امام فخر رازی ، اراده باری تعالی صفتی ذاتی است ، که مرجح ومخصص یکی از دو طرف امکانی می باشد. وباری تعالی نیز از ازل مرید بوده است.طبق نظرفخرخواص اشیاء براساس عادت الله است ونظام علی ومعلولی جایگاهی ندارد،ایشان اعتقادراسخ به مطلق بودن اراده الهی داردخداوندفاعل بلاواسطه افعال انسان است،البته فخررازی دربعضی مواقع نیزکه بحث ارسال رسل مطرح است تاحدودی قائل به اختیارانسان شده است،امابطورکلی ایشان جبری مسلک است ازنظرخرچون تدبیرکل عالم بلاواسطه توسط باری تعالی است،وباری تعالی نیزهرگزقبیح انجام نمی دهدلذا قبحی وجود ندارد.ایشان قائل به حسن وقبح شرعی است ، همچنین شرور را به اراده الهی می داند.
نوشته
Footer