این پژوهش با هدف معلوم ساختن تفاوت‌ها و شباهت‌های سبک زندگی از دیدگاه «علامه طباطبایی» و «دالایی لاما» انجام شده است و رویکردی میان رشته ای بین اخلاق و روان شناسی، و نیز رویکردی علمی- دینی دارد؛ و با روش تحلیل نظریِ متون دینی و روان‌شناختی به انجام رسیده است. نتایج نشان داد که علامه طباطبائی «گستره سبک زندگی» را در چهار مقوله ارتباط با «خدا»، «خود»، «دیگران» و «طبیعت» تعریف می‌کند و سه مقوله دیگر را زیل «ارتباط با خدا» جای می‌دهد؛ اما دالایی‌لاما، فقط به سه حیطه ارتباط با «دیگران»، «خود» و «طبیعت» توجه کرده و ارتباط با «خدا» را توجه نمی کند. هر دو اندیشمند به خودشناسی، مهرورزی، احترام به والدین، عشق به همسر، حفظ محیط زیست و نقد تکنولوژی پرداخته‌اند، اما در ناحیه مبانی و اهداف تفاوت‌های اساسی دارند؛ در واقع، علامه نگرشی اعتقادی‌ ـ اخلاقی دارد، اما دالایی‌لاما، نگرش «اخلاق سکولار» دارد.
نوشته
جستار پیش رو، ارتباط اندیشه سعادت با سبک زندگی مطلوب را بر اساس مبانی علامه طباطبایی مورد واکاوی قرار می دهد. بر اساس دیدگاه تفسیری - کلامی علامه، سعادت، خیر وجودی است که مقدمه کمال موجود است و در انسان که مرکب از روح و بدن است، خیری است که مقتضای قوای روحی و بدنی اوست. این سعادت، مراتب، درجات و تقسیماتی چون دنیوی و اخروی دارد و انسان در گزینش و اکتساب راه سعادت مخیر است. ایشان حقیقت سعادت را در گذراندن مراحل توحید، عبودیت و اتصال به ذات یگانه سبحان می داند. حال فردی که به این اندیشه معتقد است و حقیقت سعادت را در لقاءالله می­داند، در پی دستیابی و رسیدن به این حقیقت، راهی را می جوید که هرچه بهتر و آسان تر او را به سرمنزل مقصود برساند. بهترین طریق ارائه شده با نظر به جامعیت و ظرفیت­های ویژه آیین اسلام و به ویژه مذهب تشیع، تربیت افراد به شیوه مهرورزی و محبت است که حقیقت این حب در محبت حق تعالی و در رتبه بعد، محبت به راهنمایان مسیر تکامل و سعادت است و دراین میان، محبت و معرفت به امام عصر? مصداق کنونی هدایتگران الهی است که با ایجاد سبک زندگی منتظرانه و تاثیر تکاملی خویش در ابعاد گوناگونی همچون بعد فکری، بعد روحی - روانی، بعد اخلاقی و بعد عملی، سبب تعالی فرد شود و او را به سعادت دنیوی و اخروی می رساند.
نوشته
با نظر به اهمیت جایگاه اخلاق در زندگی هر فرد و جامعه، این پژوهش بر آن است تا به تبیین سبک زندگی اخلاق مدار مبتنی بر دیدگاههای اخلاقی علّامه طباطبائی بپردازد. منظور از سبک زندگی اخلاق مدار، استخراج اصول تربیتی - اخلاقی و تعیین شاخص های اخلاقی در بعد فردی و اجتماعی بر اساس آرای علّامه طباطبائی می باشد، که این پژوهش در صدد پاسخگویی به سوالات زیر است.1- بر مبنای دیدگاه اخلاق علّامه طباطبائی شاخص های سبک زندگی اخلاق مدار در بعد فردی کدامند؟2- بر مبنای دیدگاه اخلاق علّامه طباطبائی شاخص های سبک زندگی اخلاق مدار در بعد اجتماعی کدامند؟3- بر مبنای دیدگاه اخلاق علّامه طباطبائی چه اصول تربیتی -اخلاقی را می توان برای سبک زندگی اخلاق مدار استخراج کرد؟ برای این منظور ابتدا به آراء اندیشمندان و جامعه شناسان غربی و مسلمان سبک زندگی و سپس در مورد اخلاق در غرب و اندیشمندان مسلمان بویژه علّامه پرداخته شده است. آنگاه با استفاده از روش تحلیل و تکوین مفهوم و روش قیاس عملی برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده، اقدام گردیده است. بدین ترتیب بر اساس مطالبی که در مبانی نظری تحقیق ذکر شد، در زمینه شاخص های سبک زندگی اخلاق مدار در بعد فردی و اجتماعی این موارد حاصل شد هر چند که این شاخصه ها کاملاً از یکدیگر منفک نمی باشند، شاخصه هایی در بعدباور و اعتقادات و شاخصه هایی در بعد عمل و کردار اخلاقی استخراج شده عبارتند از: گرایش به حیات طیبه و اخلاقی، گرایش به فطرت الهی، انجام دادن عمل صالح، شاخص برخوردار از تقوا اجتماعی، شاخص تکریم شخصیت دیگران در اجتماع، ابراز محبت در اجتماع برای همنوعان، شاخص امنیت و وحدت اجتماعی ، تأسی به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در اجتماع، ... می باشند. به منظور استخراج شاخصه هایی برای سبک زندگی اخلاق مدارفردی و اجتماعی در بعد عمل و کردار اخلاقی به شکل وظایف بروز می نماید که عبارتند از؛ وظایف انسان را در ارتباط با خدا، خود و جامعه بررسی شد. سپس با استفاده از موارد ذکر شده در پاسخ سوال اول و دوم، به استخراج اصول تربیتی به منظور سبک زندگی اخلاق مدار پرداخته شد و در پایان نیز، پیشنهادهایی در راستای توجه به عملی نمودن سبک زندگی اخلاقی در عناصر تعلیم و تربیت ارائه گردید.
نوشته
یکی از مباحث جدید در عرصه تمدن غرب مساله سبک زندگی است که در دهه های اخیر به عنوان موضوعی میان رشته ای و در عین حال سهل و ممتنع ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است.از یک سو ماهیت غربی این موضوع لوازمی را ایجاب می کند و از سوی دیگر معرفی راه سعادت از سوی جریانهای معنوی نوظهور بعنوان بدیلی بر تعالیم آسمانی ادیان ،دغدغه بررسی سبک زندگی پیشنهادی آنها را به منظور اتخاذ موضع مناسب و رهیافت برتر لازم می آورد.این رساله به هدف ارائه نگاه اساسی در موضوع سبک زندگی به استخراج و تبیین و تشریح دو الگوی ارائه شده از سوی دالایی لاما بعنوان نماینده آیین بودایی و علامه طباطبایی بعنوان نماینده دین اسلام به روش تحلیلی، تطبیقی و مقایسه آراء این دو اندیشمند در سبک زندگی پرداخته است تا از این میان الگوی برتر شناسایی شود. از بررسیهای انجام شده معلوم شد که گستره سبک زندگی از منظر دالایی لاما در چهار حوزه به قرار ذیل است:در ارتباط با خدا،وی سخنی ندارد زیرا اعتقادی به وجود خداوند ندارد.در حوزه ارتباط با خود برخود شناسی ،مراقبه،گیاه خواری، شادمانی و دوری از رنج و تربیت ذهن تاکید دارد.در ارتباط با دیگران به مدارا،هماهنگی میان ادیان ،احترام به تمام زیوندگان و انسانها و احترام به والدین معتقد است.در ارتباط با طبیعت به نقد تکنولوژی و تاثیرات مخرب آن بر محیط زیست می پردازد و به ترحم بر حیوانات تاکید می ورزد.در نقطه مقابل علامه طباطبایی در ارتباط با خدا به دو وظیفه اساسی خداشناسی و خداپرستی می پردازد .در حوزه ارتباط با خود ،معرفت نفس،مراقبه، بهداشت جسمی و روحی،علم اندوزی و تعقل از جمله تاکیدات وی است.گستره سبک زندگی در حیطه ارتباط با دیگران ،احسان به والدین، سنت ازدواج و احترام به همسایگان،عدالت فردی و اجتماعی، تعاون در امور خیر در جامعه مطمح نظر وی است.در تعامل با طبیعت ضمن نقد تکنولوژی و تبیین نگرش اسلام به آن بر بهره برداری صحیح از آن تاکید دارد.جالب توجه آنکه روح حاکم برسبک زندگی هر دو اندیشمند، نیت پاک و صادقانه میباشد اماسبک زندگی دالایی لاما متکی برآموزه های ، سکولاریستی و اومانیستی میباشد در حالی که علامه طباطبایی توحید محوری را سرلوحه سبک زندگی قرار داده و خود نیز در حد اعلی بدان التزام دارد.بنابراین الزامات سبک زندگی در اندیشه دو صاحب نظر واجد وجوه اشتراک و افتراق می باشد و اگرچه در مبانی و اهداف نوعی واگرایی در دیدگاهها مشاهده می شود اما مع الوصف در سبک زندگی پیشنهادی آنها رگه هایی از همگرایی قابل رویت است.
نوشته
سبک زندگی از موضوعات میان‌رشته‌ای است که به‌منزله نقشه راه زندگی قابل بازخوانی در فرهنگ اسلامی است. بررسی این موضوع از منظر شخصیت‌هایی که سبک‌ساز هستند زمینه وصول به حیات طیبه را هموار می‌سازد. علّامه طباطبائی به‌عنوان عنصری سبک‌ساز، توحیدمحوری راسرلوحه شیوه زندگی و مبنای اساسی آن قرار داد. هدف اصلی پژوهش، استخراج الگوی سبک زندگی از منظر علّامه طباطبائی است. روش تحقیق بر اساس مطالعه تحلیلی با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای می‌باشد. یافته‌ها حاکی از آن است که سبک زندگی از منظر علّامه در وظایف ومسئولیت‌های زندگی تجلی می‌یابد. وظایف انسان در ارتباط با خدا، خود و دیگران از محورهای عمده سبک زندگی از دیدگاه علّامه طباطبائی است که مهم‌ترین آن در ارتباط بنده با خدا به ظهورمی‌رسد. اختصاص بهترین اوقات به برقراری ارتباط با خدا در قالب نماز و نیایش، کمک گرفتن ازنماز و روزه در مشکلات و توسل به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اولیای خدا، خودشناسی و داشتن روابط عاشقانه همسران در قالب اصول سه‌گانه تسکین، مودت و رحمت، از جمله الگوهای رفتاری در سبک زندگی از نگاه علّامه طباطبائی است.
نوشته
Footer