این پژوهش به بررسی توحید عملی در نگاه علامه پرداخته است. در نگاه ایشان وجود حقیقتی اصیل و ثابت است که از صرافت، بساطت و اطلاق تام برخوردار است. نه جز دارد نه ثانی می‌پذیرد و نه غیری در مقابل او تحقق دارد، چراکه غیر از وجود حق‌تعالی، هر وجودی از سنخ وجود رابط است. علامه قایل به فطری بودن توحید می‌باشد. روش علامه در اثبات توحید روشی فلسفی - عرفانی - قرآنی است. از نگاه علامه طباطبایی، مسئله توحید، تنها در قضیه «خدا هست» خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توحید، یک جهان‌بینی است؛ یک نگرش جامع به هستی و هستی‌شناسی عمیق است. اعتقاد به توحید، از حد یک مفهوم ذهنی فراتر می‌رود و تمامی زندگی و سراسر هستی را تحت پوشش قرار می‌دهد به‌طوری‌که فرد موحّد، در بینش، رفتار و کنش، در اعتقاد و عمل، «توحیدی» می‌اندیشد و عمل می‌کند و سراسر زندگی او حضور توحید است. از دیدگاه علامه طباطبایی توحید، امری فطری است. همچنین ایشان در این زمینه به روایاتی که بیانگر این حقیقت هستند استشهاد می‌کند. در این راستا پژوهش حاضر در تلاش است تا به بررسی جلوه‌های توحید عملی در قران با تاکید بر تفسیر المیزان پرداخته بدین‌صورت که مراتب توحید عملی در قرآن و نیز شاخصه‌های توحید عملی را بیان نموده و درنهایت در این پژوهش سعی شده است تبیین علامه طباطبایی در تفسیر المیزان را از توحید عملی مشخص نماید
نوشته
Footer