در این مقاله پس ازطرح مسئله معاد جسمانی و اهمیت آن، نشان داده می شود که تبیین ملاصدرا از معاد جسمانی به شدت تحت تاثیر نظریه حدوث جسمانی نفس می باشد. ملاصدرا بر اساس این نظریه و با توجه به سازگاری این اصل با اصول دیگر در معاد جسمانی، با تاکید بر مسئله عینیت نتیجه می گیرد که گرچه همواره نفسیت نفس به تدبیر بدن است، اما مقصود از این بدن، بدن مبهم وعلی البدل است. عینیت بدن اخروی با بدن دنیوی ملازم با این نیست که ماده دنیوی نیز در بدن اخروی لحاظ شود، بلکه بدن اخروی صورتی است بدون ماده. کلید اصلی ملاصدرا در این تبیین، اصل حرکت جوهری است که حدوث نفس مبتنی بر آن است. به عقیده ملاصدرا همه موجودات جهان مادی، متحرک به حرکت جوهری هستند. نفس هم، چون در ابتدای حدوث خود مادی است متحرک به حرکت جوهری می باشد و در این سیر وحرکت مانند همه کاینات به سمت غایت خود یعنی آخرت رهسپار است. علاوه بر اصل حرکت جوهری، تجرد نفس در مرتبه خیال، امکان سیر نفس در عوالم سه گانه نیز با نظریه حدوث جسمانی نفس در توجیه وتبیین معاد جسمانی قابل تبیین است. ملاصدرا در این تبیین موفق به اثبات بدن برزخی شده، ولی در اثبات بدن اخروی با اشکالات زیادی مواجه است. این اشکالات موجب نمی شود که به تفکیک حوزه ایمان و عقل در معاد جسمانی قائل شویم، بلکه همچنان می توان با مبانی عقلی وفلسفی به اثبات معاد جسمانی پرداخت، چنانکه حکیم زنوزی وعلامه طباطبایی درصدد این هستند.
نوشته
Footer