با توجه به تعریف انسان و هدف از آفرینش او در قرآن تربیت دینی غایت مند است. این نوع تربیت، بر اساس آموزههای دینی دارای مبانی، اصول و روشهای خاص خود است. توجه به جایگاه و کار کرد عقل در تربیت دینی بر مبنای خردورزی، شایسته هر گونه تامل و بررسی است. به فعلیت رسیدن جنبه های گونه گون این نیروی خدادی، که ما آن را به ترتیب عقلانی تعبیر میکنیم یاری کننده انسان در نیل به آن هدف غایی است. علامه طباطبایی از مفسرانی است که به تفکر و تعقل و نقش ویژه آن در تربیت انسان اهتمام خاصی داشته است. به نظر وی، تعریف قرآن از عقل، نیرویی است که انسان ضمن بهره مندی از آن در دین به وسیله آن خواهد توانست به سوی حقایق معارف و اعمال صالحه راه بگشاید. به نظر این مفسر نقش عقل در تربیت دینی کلیدی است، اما در فرآیند تربیت تحت تاثیر عواملی ممکن است دچار لغزش هایی گردد. در این مقاله، راهکارهای تحقق این نوع از تربیت با عنایت به روشهایی مانند تعلیم علم و حکمت، روش تهذیب نفس و ایجاد بسترهای لازم برای بروز و ظهور تفکر بر اساس آرای علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
نوشته
معنای وحی برخلاف تصور نخست که باید صرفا بر متن قرآنی اطلاق گردد، از شمولیت فراتری برخوردار است. تنها در دو آیه انبیاء و نجم است که وحی در مفهوم متن قرآن به کار رفته است. به علاوه در این مفهوم، واژگانی چون ذکر، کتاب و قرآن نیز با وحی در اطلاق بر متن قرآن، شراکت دارند. زعم دیگر آن است که وحی عبارتست از سخنان وحیانی خداوند که توسط فرشته خاص یعنی جبرائیل بر پیامبران الهی، عرضه می‌شود1. اما حقیقت آن است که مفهوم وحی اعم از سخنان و حتی کلام آسمانی است. پژوهش درباره ماهیت وحی و سرشت مفهومی آن به مثابه مطالعه در حقیقت زبان آموزه الهی بر بشریت است که در جلوه‌های گوناگون، ظهور یافت. آیا جاودانگی قرآن در پرتو حقیقت خاص وحی شکل گرفت که در آن زبانی یگانه و ماندگار بر انسانها عرضه گردید یا در ساحت های معنایی و ابعاد آموزه ای آن نهفته است2 ؟ نخستین آیات قرآن که در مراوده وحیانی بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد حکایت از زمینه ها، انتظارات و پرسش های زمانه و خود پیامبر دارد که حیات بشری و رستگاری و نجات آدمی مهم‌ترین آن پرسش ها بود. وحی در خلأ و بدون زمینه نیاز بر مسلمانان نازل نشد، حقیقت وحی، آموزه سعادتمندی دینی در پیوند با اوضاع اجتماعی و فضای نیازهای آدمی است. این منظر، می‌تواند افق جدیدی را در پژوهش وحی و مفهوم حقیقی آن فرا روی ما بگشاید.
نوشته
هدف از این نوشتار تحلیل و بررسی دیدگاه و ادله علامه طباطبائی در باب مصونیت قرآن از تحریف است. به عقیده صاحب تفسیر المیزان، در قرآن هیچ تحریفی که به اعجاز، هدایت بودن و عام‏ترین وصف آن ـ یعنی «ذکر بودن» ـ لطمه‏ای بزند و تغییری در معنای آن ایجاد کند، صورت نگرفته است. علامه در این‏باره، به دلایل قرآنی و روایی متعددی تمسک نموده است. وی بر این باور است آیات قرآن چینش الهی خود را در مصحف موجود کاملاً حفظ کرده‏اند و تفاوت میان ترتیب مصحف کنونی با مصحف حضرت علی علیه‏السلام ـ که به ترتیب نزول سامان یافته ـ مانعی برای تمسک به قرینه سیاق نیست؛ زیرا قرآن به مناسبت‏های گوناگون، قطعه قطعه نازل شده و سیاق آیات نشان می‏دهد که قطعه‏های مستقل قرآنی پیوند خود را در مصحف کنونی به روشنی حفظ کرده‏اند. بنابراین، با توجه به واقعیت نزول قرآن، برای تمسک به قرینه سیاق، نیازی به دانستن ترتیب نزول آیات نداریم و با ترتیب کنونی نیز می‏توانیم به خوبی از قرینه سیاق بهره ببریم و به مراد خداوند دست یابیم.
نوشته
Footer